توتیا کردن

لغت نامه دهخدا

توتیا کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از بسیار سودن و باریک کردن. ( آنندراج ):
سپهر از کجرویها توتیا کرد استخوانم را
چو بارم آرد شد دیگر چرا در آسیا مانم ؟صائب ( از آنندراج ). || سرمه کردن. داروی نیرودهنده در چشم کردن:
گر آب دیده تیره کند دیده مرا
این دیده را ز خاک درت توتیا کنم.مسعودسعد.تاری شده ست چشم من از روی ناکسان
از خاک پات خواهم کردنْش توتیا.مسعودسعد.خاقانیا به چشم جهان خاک درفکن
کو درد چشم جان ترا توتیا نکرد.خاقانی.ای آسمانْت کرده زمین بوس و تا ابد
هم آسمان ز خاک درت توتیا کند.خاقانی.گر از من به چشمی رسد چشم درد
توانم درو توتیا نیز کرد.نظامی.رجوع به توتیا و دیگر ترکیبهای آن شود.

فرهنگ فارسی

کنایه از بسیاری سودن و باریک کردن. یا سرمه کردن.

جمله سازی با توتیا کردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 سپهر کحّال آموخت چشم اختر را ز گرد نعل سمند تو توتیا کردن

💡 کجا هر بی بصیرت را رسد این کحل بینائی فلاطون می تواند خشت خم را توتیا کردن

💡 ز گرد راه خوبان می‌فشاندم دامن تقوی چه دانستم که روزی خواهم آن را توتیا کردن

💡 بساط چیدهٔ صبح از نفس هم می‌خورد بر هم ندارد آنقدر اجزای ما را توتیا کردن

افق یعنی چه؟
افق یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
کبود یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز