لغت نامه دهخدا
گرد توتیا. [ گ َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سوده توتیا. و آن گردی است که از سنگ توتیا گیرند و چشم را بدان درمان کنند:
اگرت چشم تیرگی دارد
رهت از گرد توتیا بخشد.عطار.رجوع به توتیا شود.
گرد توتیا. [ گ َ دِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) سوده توتیا. و آن گردی است که از سنگ توتیا گیرند و چشم را بدان درمان کنند:
اگرت چشم تیرگی دارد
رهت از گرد توتیا بخشد.عطار.رجوع به توتیا شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 دیدهام قصاب کی بیند ز گرد توتیا آنقدر کز خاک پای یار مییابد فرح
💡 وگرت چشم تیرگی دارد راهت از گرد توتیا بخشد
💡 فلک کور است و من آهی غبارآلود میخواهم که گرد توتیا در دیده این بیبصر ریزم