باریک کردن
مترادفها
نازک کردن
متضادها
پهن کردن، عریض کردن، گسترش دادن
لغت نامه دهخدا
باریک کردن. [ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) نرم کوفتن. نرم ساییدن: ادقاق؛ باریک کردن آرد. دقیق کردن آرد باریک کردن آرد. ( منتهی الارب ). نرم کردن. تدقیق. ( دهار ).
فرهنگ فارسی
نرم کوفتن نرم سائیدن
جمله سازی با باریک کردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 باریک کردن حفرههای بینی، تزریق چسب تفلون در زیرمخاط، بریدن و جابجاکردن دیواره جانبی بینی