تهود

لغت نامه دهخدا

تهود. [ ت َ هََ وْ وُ] ( ع مص ) آهستگی نمودن در سخن. || یهود شدن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ) ( آنندراج ) ( ازاقرب الموارد ). || پیوستگی جستن به رحم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). پیوستگی جستن به رحم یا به حرمت. ( از اقرب الموارد ). || توبه کردن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). توبه کردن و بازگشتن به حق. ( از اقرب الموارد ). || کار نیکو نمودن. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). عمل نیک کردن. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

آهستگی نمودن در سخن یهود شدن

جمله سازی با تهود

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به عادله توصيف فرمودند كه غايتش، توسط اخلاق نفس است بين افراط و تفريط وصاحبش، متوسط گردد بين تهود و تنصر كه (( غيد المغضوب عليهم و لاالضالين(152) )) بر جاده و وسط طريق آيد كه: (( اهدنا الصراط المستقيم (153) وقال النبى (ع ) كونوا النمرقة الوسطى يلحق بكم التالى و يرجع اليكم الغالى.(154) ))

آهنگر یعنی چه؟
آهنگر یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز