لغت نامه دهخدا
تنگ ظرفی. [ ت َ ظَ ] ( حامص مرکب ) دلتنگی و ساده لوحی و بدبختی. ( از ناظم الاطباء ).رجوع به ماده قبل و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
تنگ ظرفی. [ ت َ ظَ ] ( حامص مرکب ) دلتنگی و ساده لوحی و بدبختی. ( از ناظم الاطباء ).رجوع به ماده قبل و تنگ و دیگر ترکیبهای آن شود.
دلتنگی و ساده لوحی و بدبختی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تنگ ظرفی را چو مینا بر کنار طاق نه کوه تمکین شو که در میخانه گیری جای خم
💡 تنگ ظرفی دستگاه عیش را سازد وسیع هست تا یک قطره می در شیشه طوفان میکنم
💡 هرگز عطای ساقی ما را کرانه نیست از تنگ ظرفی است که پیمانه پر شدست
💡 بر نتابد تنگ ظرفی لقمه بیش از دهن تشنه ما را دل پر خون گریبان چاک کرد
💡 تنگ ظرفی مانع شور جنون ما نشد باده ما جوش خم در سینه پیمانه داشت
💡 از بس که تنگ ظرفی، گل کرد در وجودم ساقی به مستی افکند، از وعده شرابم