تنمی

لغت نامه دهخدا

تنمی. [ ت َ ن َم ْ می ] ( ع مص ) رفتن باز از جایی به جایی و بلند شدن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). بلند گردیدن چیزی از جای خود به جایی دیگر، و در صحاح و قول اعشی: لایتنمی لها فی القیظ یهبطها، قال ابوسعید: لایعتمد علیها. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تنمی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در دوره ادو زندگی دهقانان چنان اسفبار بود که حتی بسیاری از آنان از پروراندن بچه‌های خود نیز عاجز شده و سقط جنین و بچه‌کشی به منظور کم کردن تعداد فرزندان در سراسر ژاپن رایج بود و به چنان حدی رسید که در سال ۱۷۶۷ رسماً فرمان منع تنک کردن بچه (間引き禁止令) صادر شد. تعدادی دیگر نیز رو به شهر رو آورده در نتیجه تعداد جمعیت روستایی کاهش یافته بود. به غیر این مرگ و میر بر اثر قحطی‌های بزرگ نیز بسیار بود و تنها در بین سال‌های ۱۷۸۰ تا ۱۷۸۶ حدود یک میلیون نفر در اثر، قحطی بزرگ تنمی و بیماری هلاک شدند.

ملحوظ یعنی چه؟
ملحوظ یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
ارق ملی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز