تنقید. [ ت َ ] ( ازع، اِمص ) مأخوذ از تازی، بمعنی تنقاد و انتقاد که بواسطه عمل اماله تنقید می گویند، مانند اعتماد و اعتمید و کتاب و کتیب. ( ناظم الاطباء ). تنقید غلط است وصحیح آن نقد و انتقاد است. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). مرحوم ناظم الاطباء در ذیل کلمه تفریس شرحی آورده و بر آنست که تنقید ممال تنقاد است که فارسی زبانان آنرا متداول ساخته اند. رجوع به تنقاد و تفریس شود.
۱. انتقاد.
۲. تمیز دادن عیوب و محاسن کلام.
تمیزدادن، عیوب ومحاسن کلام
( مصدر ) جمع:تنقیدات. توضیح این کلمه که در فارسی متداول گردیده در عربی نیامده و استعمال آنرا غیر فصیح دانند.
ماخوذ از تازی بمعنی تنقاد و انتقاد که بواسطه عمل اماله تقید می گویند مانند اعنماد و اعتمید و کتاب و کتیب.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به سد یأجوج ار روزنامه بنویسی در این محیط نخواهی مصون شد از تنقید
💡 پیشه ما راستی، وین نادرستان حسود در پی تنقید ما کاندر سیاست سادهایم
💡 «بعدازظهر مدتی از سیاست صحبت میکردیم مخصوصاً راجع به ارمنیها صبحت در میان بود. دولت عثمانی میگفت تقصیر از خود ارمنیان است. بعضی دیگر از دولت عثمانی تنقید میکردند.»
💡 به سان آینهای در مقابل خورشید نه هیچ عضو مر او راست درخور تنقید
💡 مورد تنقید شد در پیش یاران راستی زین سپس راه کج و تزویر میباید گرفت