لغت نامه دهخدا
نوشو. [ ن َ / نُو ش َ / شُو ] ( نف مرکب ) حادث، برابر قدیم. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً برساخته فرقه آذرکیوان است، از نو به معنی تازه و شو به معنی شونده. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
نوشو. [ ن َ / نُو ش َ / شُو ] ( نف مرکب ) حادث، برابر قدیم. ( برهان قاطع ) ( آنندراج ). ظاهراً برساخته فرقه آذرکیوان است، از نو به معنی تازه و شو به معنی شونده. ( حاشیه برهان قاطع چ معین ).
حادث. برابر قدیم. ظاهرا. بر ساخته فرقه آذر کیوان است از نو بمعنی تازه و شو بمعنی شونده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر خلاف زبان چینی که هر حرف نشانه یک واژه است، در نوشو هر حرف نشانگر یک هجا است. بسیاری از این نشانهها شبیه نشانههای استاندارد چینی هستند و اگر کمی کشیده شوند یا به صورت افقی یا از بالا به پایین جابهجا شوند مانند زبان چینی خواهند شد.