اعتمید

لغت نامه دهخدا

اعتمید. [ اِ ت ِ ] ( از ع، مص ) تکیه کردن بر پشت و وثوق و اطمینان. ( ناظم الاطباء ). همان اعتماد است که در فارسی الف ممال به یا شده است:
گذشت آن کز آن چرخ با اعتمید
چو شب دور باشی ز روز سفید.اثیر اخسیکتی.که دایم چو دارای با اعتمید
شتابد سویم چون بمقصد امید.اثیر اخسیکتی.

جمله سازی با اعتمید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اندر افتم از کمال اعتمید از عباد الله دارم بس امید

💡 لیک بر شیری مکن هم اعتمید اندر آ در سایهٔ نخل امید

💡 گفت دارم بر کریمان اعتمید نیستم ز اکرام ایشان ناامید

💡 لیک بر شیری مکن هم اعتمید اندرآ در سایه نخل امید

💡 در فکن در نیلش و کن اعتمید من ترا با وی رسانم رو سپید

مریم یعنی چه؟
مریم یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
گاییدن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز