لغت نامه دهخدا
تلون مزاج. [ ت َ ل َوْ وُ م ِ ] ( ص مرکب ) کنایه ازکسی که هر لحظه بخویی برآید و ثبات رای در او نبود.( انجمن آرا ). بی قرار و بی ثبات و خیالی و مضطرب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تلون و دیگر ترکیبهای آن شود.
تلون مزاج. [ ت َ ل َوْ وُ م ِ ] ( ص مرکب ) کنایه ازکسی که هر لحظه بخویی برآید و ثبات رای در او نبود.( انجمن آرا ). بی قرار و بی ثبات و خیالی و مضطرب. ( ناظم الاطباء ). رجوع به تلون و دیگر ترکیبهای آن شود.
کنایه از کسیکه هر لحظه بخویی بر آید و ثبات رای در او نبود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 روايات بسيار فراوانى در دست است كه همه ازفضائل اهل بيت آگاه بودند، امام دنياپرستى، تلون مزاج و تفاوت درجات، التزام بهسخن و دستورات پيامبر بزرگ - صلى الله عليه و آله - مانع تن دادن به برترىاهل بيت و قبول برگزيدگى آنان گشت. كافى است در اين مورد بگوييم كه حضرتختمى مرتبت - صلى الله عليه و آله - آنچه از طرف وحى الهى به او رسيده بود، بدونكم و زياد به مردم ابلاغ كرد و خاندان هاشمى را در راستاى تعقيب محقق نمودن اهداف الهىو تشكيل مدنيت اسلامى، چنين معرفى كرد. و توانايى آنان را در پياده كردن احكام الهىبيان داشت. همچنان كه خود را چنين معرفى مى كند كه: انا سيد البشر ولافخر؛منبزرگ بشرم و فخر هم نمى كنم و سخن خدا را درباره خود بر مردم خواند كه: