لغت نامه دهخدا
بخویی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) قسمی قفل پیچ. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بخو شود.
بخویی. [ ب َ ] ( ص نسبی ) قسمی قفل پیچ. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به بخو شود.
قسمی قفل پیچ.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بخویی چون سهیل طلعتش تافت عقیق لعل خوبان رنگ ازو یافت