تعی
لغت نامه دهخدا
تعی. [ ت َع ْی ْ ] ( ع مص ) دویدن. ( منتهی الارب ) ( از ذیل اقرب الموارد ). || قذف. ( ذیل اقرب الموارد ).
فرهنگ فارسی
دویدن
جمله سازی با تعی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 سرو را رفتن چالاک تو خوب آمد، گفت: چابکی بر قد و بر قامت تو تعیین شد
💡 وی دوست که زهره نیست جان را هرگز تا نام برد از تو به تعیین که توی
💡 از مهمترین بحثهای سازه ایی که در این آییننامه بحث میشود. تعیین نیروی زلزله وارد بر ساختمان و کنترل نا منظمیها در سازه میباشد.
💡 بکن این رمز را تعیین بگو مخدوم شمس الدین به تبریز نکوآیین ببر این نکته غرا
💡 کرد تعیین عزیمت که به جاسوسی باش گر خلافی کند اندیشه سرش در خطرست
💡 همچنین میتوان از تستهای خستگی برای تعیین میزان آسیب خستگی گسترده استفاده کرد.