جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانوادهای، هرسال شب یلدا مستأجرانشان را به شام دعوت میکنند. برادر کوچک، «مسعود» مخالف است. او دانشآموز درسخوانی است که برای خودش، اتاقی میخواهد تا در آرامش به درسش برسد. مادر مستأجران را یکییکی دعوت میکند. مهمانی سرمیگیرد و ترکیب نامتجانس مستأجران، شروع میکنند به تعریف کردن داستانهای خود.
💡 منیفلدها کاربردهایی در گرافیک رایانه ای و واقعیت افزوده دارند، مثل تعریف کردن مختصات بر روی تصاویر (بافتها) در تصاویر سی تی اسکن. در واقعیت افزوده، یک تصویر (صفحه مماس) را میتوان به صورت یک شیء مختصات دار دید و با استفاده از سنسورها و تشخیص حرکت و دوران، میتوان موقعیت تصویر در فضا را تشخیص داد.
💡 شخصیتها در سینمای کلاسیک هالیوود، بهطور معمول جزو عوامل سببی محسوب میشوند، یعنی به گونهای اتفاقی و موقت، و بر حسب الگوی داستان معرفی میشوند و قضا و قدری بهشمار میآیند. آنها همچنین دارای صفاتی هستند که به روشنی تعریف پذیر است و روایت کلاسیک، آشکارا به تعریف کردن صفات شخصیتها میپردازد. این شخصیتها همچنین اغلب فعال و هدف گرا هستند.
💡 گرچه ممکن است دقیقاً نوع یکسانی از سبک معمول چین را تعریف کردن به نظر آسان باشد، اما تصورات ما نمونه هایی را میتوانند ایجاد کنند که معمولاً در ذهن انسانها مطلقاً یک فضای داخلی چینی را تجسم میکنند.
💡 خوب که بیندیشیم، زبان اکسامال درست همین کار را با برچسب زدن، نامگذاشتن، و صفات برای نامها تعریف کردن در مورد دادههای بیساختار انجام میدهد.
💡 انتقال از یک حالت به حالت بعدی برای تعریف کردن سخت است. یک آستانه استاتیک دلخواه ممکن است برای تقسیم داغ تا خیلی داغ تعیین شود. مثلاً در دقیقاً در ۹۰ درجه خیلی داغ و بسیار داغ شروع میشود. اما این یک تغییر نامحدود زمانی که مقادیر ورودی گذشته را در برمیگیرد بیش از این آستانه باعث میشود این انتقال میتواند صاف و ملایم نباشد همانطور که در شرایط مورد نیاز ترمز میشود.