تعدوا
مترادفها
تجاوز کردن
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی تَعُدُّواْ: که بشمارید
معنی لَا تَعْدُواْ: تمرد نکنید-تجاوز نکنید
معنی نِعْمَتَ: نعمت - هر چیز سازگار با طبع و مفید و لذت بخش (نعمت برای هر چیز عبارت است از نوع چیزهائی که با طبع آن چیز بسازد، و طبع او آن چیز را پس نزند و از آنجا که موجودات جهان، همه به هم مربوط و متصلند لذا بعضی که سازگار با بعض دیگرند، نعمت آن بعض بشمار میرون...
ریشه کلمه:
عدو (۱۰۶ بار)
تجاوز. راغب گفته: عدو بمعنی تجاوز و منافات التیام است، آن گاهی با قلب است که به آن عدوات و معاداة گویند و گاهی در راه رفتن است که عَدْو (دویدن) نام دارد و گاهی در عدم رعایت عدالت در معامله است که عُدْوان و عدو گویند.... به آنها گفتیم در شنبه تجاوز نکنید و با صید در آن روز از دستور خدا سرباز نزنید.. عدو در دو آیه ذیل بمعنی تجاوز است،. ظاهراً «بَغیاً» مطلق طلب است یعنی: فرعون و لشکریانش در طلب آنان از روی تجاوز بدنبالشان رفتند. عدّو: دشمن. که در قلب به انسان عداوت دارد و در ظاهر مطابق آن رفتار میکند،. بقول راغب دشمن دو جور است یکی آن که بشخص عداوت دارد و بقصد دشمنی است مثل:. دیگری آن که بقصد عداوت نیست بلکه وی حالتی دارد که شخص از آن متّأذی میشود چنانکه از کار دشمن، مثل. بتهای بیجان نسبت به ابراهیم «علیه السلام» عداوتی نداشتند واز جماد عداوت متصّور نیست بلکه آنها جنبه معبودی داشتند و آن حالت ابراهیم را ناراحت میکرد لذا فرمود: آنها دشمن منند در مجمع در معنی آیه فرماید: پرستشگران اصنام و اصنام دشمن منند ولی عقلا را تغلیب کرده. ولی ظاهراً مرجع ضمیر اصنام است و ارجاع ضمیر اولوالعقل در قرآن در اینگونه موارد بسیار است. ظاهراً در آیه. نیز عدّو به همان معنی است یعنی همانطور که از دشمن صدمه به انسان میرسد ممکن است آنها نیز شما را به صدمه بیاندازند و میل و عشق به آنها از کار خدائی بازتان دارد. در اینجا لازم است به چند آیه نظر افکنیم: 1- *. این آیه درباره انتقام، قاعده کلّی است و روشن میکند که هر تجاوز را میتوان مقابله به مثل کرد و جمله «وَ اتَّقُوا اللهَ» بیان آنست که در مقابله به مثل نمیشود طغیان و تجاوز کرد بلکه باید در آن کمیّت و کیفیّت تجاوز طرف را مراعات نمود، با آنکه خداوند عدوان را دوست ندارد. ولی عدوان در مقابل عدوان از آن خارج است و عدوان اولیه ناپسند است اما این عدوان شخص را از ذلّت و خواری نجات میدهد. بلی گذشت و عفو هم در صورت قدرت مرضّی خداست و حسّ انتقام و جنبه رحمت هر دو در نظر است چنان که فرموده:. 2- *. شاید مراد ار دشمنی خدا آن باشد که رحمت خدا به آنها نمیرسد. 3- *. یعنی: قسم به دوندگان که نفس نفس زنند. و آتش افروزان که با زدن، آتش افروزند. و هجوم بران در وقت صبح، که با آن هجوم و دویدن غبار بلند کردند و بدان وسیله در میان قومی قرار گرفتند، که انسان به پروردگار خویش ناسپاس است. در مجمع فرموده: گویند این سوره درباره علی «علیه السلام» نازل گشته که رسول خدا «صلی اللّه علیه و آله و سلم» دفعاتی بعضی از صحابه را به جنگ ذاتالسلاسل فرستاد بینتیجه برگشتند تا علی «علیه السلام» را مأمور کرد او بر کفّار غالب شد، این از امام صادق «علیه السلام» در حدیث مفصّلی وارد شده است فرمود: این جنگ را ذاتالسلاسل گفتند که آن حضرت عدهّای از کفّار را کشت و اسیران را به ریسمان بست گوئی در زنجیرهااند. چون سوره نازل شد رسول خدا «صلی اللّه علیه و آله و سلم» در نماز صبح آن را خواند پس از نماز اصحاب گفتند: ما این آیات را تا به حال نشنیدهایم فرمود: علی به دشمنان خدا پیروز شد جبرئیل این بشارت را بر من امشب داد بعد از چند روز علی «علیه السلام» با غنائم و اسیران به مدینه وارد شد. این مطلب در صافی و برهان نیز نقل شده، اهل سنت نیز آن را نقل کرده ولی از علی «علیه السلام» نام نبردهاند. از علی «علیه السلام» و غیره عادیات شتران جنگ و شتران حاجیان نیز نقل شده است. اگر مراد از عادیات اسبان جنگی باشد میشود گفت که: این آیات سرود جنگ و مارش نظامی است و سوگندها با مطلب آیات در زیر تناسب دارد واللّه العالم. 4- *. ظاهراً در این گونه موارد مراد از عداوت دشمنی ظاهری و از بغضاء عداوت و کینه قلبی است گرچه عداوت به معنی تجاوز قلبی است در اقرب الموارد گفته: عداوت به معنی خصومت و دوری است به قولی آن اخصّ از بغضاء است که هر عدّ و مبغض است و گاهی آنکه دشمن نیست مبغض است. 5- *. عدوان چنان که از راغب نقل شد و در المنار ذیل آیه فوق گفته عدم رعایت عدالت در رفتار و معامله با دیگران است لذا بهتر است آن را ظلم معنی کرد یعنی در گناه و ظلم همدیگر را یاری نکنید علی هذا اثم از عدوان اعمّ است چنان که در آیه. مراد از آن بیشک ظلم و عدم رعایت عدل است. در آیه. طبرسی فرموده بقولی عدوان و ظلم هر دو یکیاند. به جهت اختلاف لفظ هر دو ذکر شدهاند. به نظر نگارنده مراد از ظلم عصیان و ظلم به نفس و از عدوان ظلم به دیگران است زیرا مشارالیه «ذلکَ» عبارت است از «لا تَأْکُلُوا اَمْوالَکُمْ بَیْنَکُمْ بِالْباطِلِ... وَ لا تَقْتُلُوا اَنْفُسَکُمْ» میدانیم که اکل به باطل عدوان و قتل خویشتن معصیت و ظلم به نفس است. در آیات 85 بقره 2 و 62 مائده 8 و9 مجادله - «عُدْوان» با «اِثْم» ذکر شده ملاحظه آیات ما قبل آنها نشان میدهد که مراد از «اِثْم» گناه نسبت به خویش و از «عُدوان» ظلم به دیگران است.
جمله سازی با تعدوا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 (و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها) - راغب مى گويد كلمه (احصاء) به معناىتحصيل با عدد و بدست آوردن با شماره است و دراصل از (حصا:ريگ ) گرفته شده، چون عرب جاهليت، هر چيزى را مى خواست بشماردبوسيله ريگ مى شمرد، همچنانكه ما با سرانگشت خود مى شماريم.
💡 البته اين نسبت هم تفاوت مى كند، اگر رحمت او را به مطلق خلقش نسبت دهيم منظور از اينرحمت (رحمت رحمانى او) دادن هستى به خلق است، و نيز دادن بقاء و رزقى كه بقاى خلق راامتداد مى دهد، و نيز دادن ساير نعمتهائى كه به فرموده خودشقابل شمارش نيست: (و ان تعدوا نعمة اللّه لا تحصوها).
💡 بدان که تقصیر خلق در شکر از دو سبب است: یکی جهل است به بسیاری نعمت که نعمتهای خدای تعالی را کس حد و اندازه و شمار نداند، چنان که گفت، «و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها» و ما در کتاب احیا بعضی از آن نعمتها که حق تعالی راست بگفته ایم تا به قیاس آن بدانند که ممکن نیست که همه نعمتها تواند شناختن و این کتاب آن احتمال نکند.
💡 سرانجام براى اينكه هيچكس تصور نكند نعمت خدا منحصر به اينها است مى گويد: (واگر بخواهيد نعمتهاى خدا را شماره كنيد قادر بر احصاى آن نيستيد) (و ان تعدوا نعمةالله لا تحصوها).
💡 او كه اينك مرجع دينى اهالى خوزستان و جنوب عراق به شمار مى آمد در پى هدايت مردم واز ميان برداشتن دشمنى قبيله ها تلاش فراوان كرده، اطلاعيه هاى گوناگونى با مهرهاىويژه خويش، كه به عبارتهاى (و ان تعدوا نعمه الله لاتحصوها) و (الواثقبالله نعمه الله ) آراسته بود، به دور و نزديك مى فرستاد. (795)
💡 و در كافى از على بن محمد از بعضى از يارانش بطور رفع (يعنى بقيهرجال سند را ذكر نكرده ) روايت كرده كه گفته است:على بن الحسين (عليهماالسلام ) هروقت اين آيه را مى خواند:(و ان تعدوا نعمه الله لا تحصوها) مى گفت:منره است آن كسكه به احدى معرفت نعمتهايش