دل بر هم خوردن

لغت نامه دهخدا

دل بر هم خوردن. [ دِ ب َ هََ خوَر / خُر دَ ] ( مص مرکب ) پریشان شدن دل. ( آنندراج ). آشوب شدن دل. دل بهم خوردن. رجوع به دل بهم خوردن در ردیف خود شود.

فرهنگ فارسی

پریشان شدن دل. آشوب شدن دل.

جمله سازی با دل بر هم خوردن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 چو ره برسیل بگشادی چه ویرانی چه آبادی چو دل بر مرگ بنهادی چه بر خارا چه بر دیبا

💡 فدايت، اين نسئله و باقى مسائل راه آخرت آموختنى نيست، بلكه نوشيدنى است، تضرع وابتهال از درد و سوز دل بر مى خيزد درد پيدا كن، آن خود تضرع وابتهال مى آورد.

💡 و بـا ايـنـكـه همه بندگان جان و دل بر كف او هستند، نيازى به اطاعت و فرمانبردارى آنهاندارد بلكه آنها هستند كه نيازمندند.

💡 اگر دل را سبک خواهی، به لب مهر خموشی زن که دود دل برون زین روزن مسدود می آید

💡 همه چيز از او است و ما بندگانيم جان و دل بر كف آنچه پيش روى ما و آنچه پشت سر ما، وآنچه در ميان اين دو است همه از آن او است (له ما بين ايدينا و ما خلفنا و ما بين ذلك ).

💡 از من نهان دل رفت و، من جایی گمانم می‌رود؛ کآرم گر از دل بر زبان، دانم که جانم می‌رود

مهوا یعنی چه؟
مهوا یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
نماز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز