لغت نامه دهخدا
کون خزه. [ خ َ زَ / زِ ] ( اِمص مرکب ) سریدن کودک بر نشیمن پیش از راه افتادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مدخل بعد شود.
کون خزه. [ خ َ زَ / زِ ] ( اِمص مرکب ) سریدن کودک بر نشیمن پیش از راه افتادن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ). رجوع به مدخل بعد شود.
سریدن کودک بر نشیمن پیش از راه افتادن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ظلمت سرای کون ز روی تو نور یافت یارب جمال دوست چه خورشید شارقست
💡 صدری که ز هر دو کون، در بیشی بود در حضرت حق غرقهٔ بیخویشی بود
💡 در کون هم طویلهٔ خاقانیند لیک از نقش و نطرتند ز نفس و فطن نیند
💡 اکنون سر خر نیز به بستان آمد کون خر اگر نهای به بستان بنگر
💡 ترا اصلِ وطن کس بود کون چیست چرا حبِّ وطن اندر دلت نیست
💡 ما از دو کون پای به دامن کشیدهایم در سایه محبت یاری خزیدهایم