مردم نژاد

لغت نامه دهخدا

مردم نژاد. [ م َ دُ ن ِ ]( ص مرکب ) از نژاد آدم. آدمیزاد. انسان:
نگه کن که هوش تو بر دست کیست
ز مردم نژاد ار ز دیو و پریست.فردوسی.تو گوئی که از روی و از آهن است
نه مردم نژاد است کآهرمن است.فردوسی.که هر کس که بر دادگر دشمن است
نه مردم نژاد است کآهرمن است.فردوسی.به چیز فراوان بوند این دوشاد
ندانند آمرغ مردم نژاد.اسدی.ز ویرانه جائیست وحشی نهاد
به صورت چو مردم نه مردم نژادنظامی.

فرهنگ عمید

از نژاد آدمی، انسان.

فرهنگ فارسی

انسان آدمی: کسی را که بر دست و پا آهن است نه مردم نژاد است کاهر منست. ( شا. )

جمله سازی با مردم نژاد

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 به نیکی بیارند یاد تو را پرستند مردم نژاد تو را

💡 همه مردم نژاد نیرو نودند همه گفتارهاشان باد باشد

نابغه یعنی چه؟
نابغه یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز