تخلع

لغت نامه دهخدا

تخلع. [ ت َ خ َل ْ ل ُ ] ( ع مص ) منهمک شدن در نوشیدن شراب و لازم گرفتن آنرا. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد )( از المنجد ). || فراخ رفتن و پاها را در رفتار از هم جدا نهادن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). تفکک. ( اقرب الموارد ) ( المنجد ). || پنهان بیرون شدن و گذشتن. ( از اقرب الموارد ).

جمله سازی با تخلع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 (( اطلب اباالقاسم الخمول ودعغيرك يطلب اساميا و كنىشبه ببعض الاموات نفسك لاتبرزه ان كنت عاقلا فطناادفنه فى البيت قبل ميتتهو اجعل له من خموله كفناعلك تطفى ما انت موقدهاذانت فى الجهل تخلع الرسنا ))و هم از اشعار او است كه در مرثيه شيخ خود ابو مضرمنصور گفته:

💡 معنا رايه الحق، من تبعها لحق و من تاخر عنها غرق، الاوبنا يدرك ترهكل مومن و بنا تخلع ربقه الذل عن اعناقكم و... (36)

گارش یعنی چه؟
گارش یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
سکس کردن یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز