تاشی

لغت نامه دهخدا

تاشی. ( اِخ ) از توابع شاهرود و دارای معدن زغال سنگ است. رجوع به جغرافیای اقتصادی کیهان ص 40 شود.
تاشی. ( پسوند مرکب از: تاش + ی حامص ) خواجه تاشی: هم خواجگی. آتاشی ( از «آد» بمعنی نام + تاشی ): هم نامی. لقب تاشی: هم لقبی. رجوع بتاش شود.

فرهنگ فارسی

خواجه تاشی هم خواجگی.

جمله سازی با تاشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آب من این بس که گر جمشید و گر کیخسرو است با منش در خواجه تاشی خاک این در یافتند

💡 این شهر با نام تاشی چوندزونگ در قرن دوازدهم میلادی بنا گردید.

💡 فتد که روزی چون چرخ در رکاب تو من بخواجه تاشی فتح و ظفر شوم پویان

💡 مرا با خواجه‌ تاشی دیو دیدن داد آمیزش که صحن‌چهره قیرآگین‌بدی‌از رای تارینش

💡 دلم را از تو دوری نیست ممکن که جان را خواجه ای و خواجه تاشی

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
مماشات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز