بینی دراز
مترادفها
دماغ دراز
متضادها
بینی کوتاه
لغت نامه دهخدا
بینی دراز. [ دَ / دِ ] ( اِ مرکب ) نوعی ماهی با بینی طویل که به ترکی اوزون برون گویند. ماهی دریایی بزرگی که فرنگیان استورژن گویند و از آن خاویار گیرند و انواع آن در دریای خزر فراوان است. ( ناظم الاطباء ). تاس ماهی. ماهی خاویار. نوعی سگ ماهی.
فرهنگ فارسی
نوعی ماهی با بینی طویل که به ترکی اوزون برون گویند ٠
جمله سازی با بینی دراز
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 دگر آنکه در دامن شهر هند یکی کوه بینی دراز و بلند
💡 فرو رفته چشمان و بینی دراز زسیما پدیدار سوز و گداز
💡 در برخی از سبکهای نقاشی کلاسیک، برای نمایش شخصیتهای خاص یا متمایز، از ویژگیهایی مانند بینی دراز و چشمهای ریز استفاده میشد.
💡 او در تمام عکسهای قدیمی خانواده، با آن بینی دراز و چهرهای جدی، به نظر میرسید که بسیار شبیه به پدربزرگ خود باشد.
💡 نویسنده در توصیف دقیق چهره شخصیت اصلی داستان، به بینی دراز و لبهای باریک او اشاره کرده است تا تصویری ملموس در ذهن خواننده بسازد.