بی خیانت
مترادفها
صادق، امین، وفادار
متضادها
خیانتکار، فریبکار، بیوفا
لغت نامه دهخدا
بی خیانت. [ ن َ] ( ص مرکب ) که خائن نیست. که خیانت نمی کند. که خیانت پیشه نیست: سلطان آن فرمود در باب من بنده یگانه مخلص بی خیانت. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 86 ).
سخن چون زر پخته بی خیانت گردد و باقی
چو او را خاطر دانا به اندیشه بیالاید.ناصرخسرو.رجوع به خیانت شود.
فرهنگ فارسی
که خائن نیست ٠ که خیانت نمی کند ٠ که خیانت پیشه نیست ٠
جمله سازی با بی خیانت
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 جورهای بی خیانت کینه های بی سبب رنج های بی نهایت دردهای بی شمار
💡 زین پاک شدهاست و بی خیانت هم دامن و دست و هم ازارم
💡 بی خیانت این نصیحت از وداد مینماییمت مگرد از عقل و داد
💡 گرم چو مشک دهی بی خیانتی بر باد ورم چو عود زنی در میان جان آتش
💡 خود کرد ظهور در جهان از ی و سین چون دال شدیم بی خیانت بودیم