بی گناه گونه

لغت نامه دهخدا

بی گناه گونه. [ گ ُ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب، ق مرکب ) همچون بی گناهان. مانند بی گناهان. نزدیک بوضع و حالت مردم بی گناه: با این همه خداوند لختی ندانست که من در حدیث خوارزم بی گناه گونه بودم. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 486 ).

فرهنگ فارسی

همچون بیگناهان. مانند بیگناهان. نزدیک بوضع و حالت مردم بیگناه.

جمله سازی با بی گناه گونه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مدان از بی گناهی گردهان عذر نگشایم که می پیچد به هم خجلت زبان عذرخواهی را

💡 هست گیراتر ز خون بی گناهان چهره ات چون تماشایی نظر بردارد از رخسار تو؟

💡 به نام پدر نمایشی سینمایی از داستان واقعی افرادی است که بی گناه به انجام بمب‌گذاری و قتل سربازان انگلیسی در ایرلند محکوم شدند.

💡 ... اگر فابر بی گناه است، اگر دوک دو اورلئان و دوموریه بی گناه بودند؛ بدون شک تو هم بی گناه هستی. من زیاد حرف زده‌ام: تو باید به عدالت جواب پس بدهی."

💡 نقش پای او به خون بی گناهان محضری است بس که گردیده است خون عاشقان پامال او

ص یعنی چه؟
ص یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
شیمیل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز