لغت نامه دهخدا
بهلو. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاوید است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 344 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
بهلو. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاوید است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است و 344 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیائی ایران ج 7 ).
دهی از دهستان جاوید است که در بخش فهلیان و ممسنی شهرستان کازرون واقع است ٠
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 اما لطف الهى به سراغ او آمد و چنانكه قرآن گويد: (قلب مادر موسى از همه چيز جز يادفـرزنـدش تـهـى گـشـت، و اگـر مـا قـلب او را بـا نور ايمان و اميد محكم نكرده بوديم،نزديك بود اين مطلب را افشا كند) (و اصبح فؤ اد ام موسى فارغا ان كادت لتبدى بهلو لا ان ربطنا على قلبها لتكون من المؤ منين ).