لغت نامه دهخدا
بهران. [ ب ُ ] ( اِ ) باد سموم. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
بهران. [ ب ُ ] ( اِ ) باد سموم. ( ناظم الاطباء ) ( از اشتینگاس ).
باد سموم
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با افزایش این اعتراضات، تراب محمدی (رئیس سازمان میراث فرهنگی آذربایجان شرقی)، وعدهٔ ثبت ملی شدن این اثر تاریخی را داد؛ پیش از این در تاریخ ۲۴ تیر ۱۳۸۹ (۲ سال پیش از تخریب)، بهروز بهرانی (معاون سازمان میراث فرهنگی) با ارسال نامهای به علی آذرنژاد (مدیر کل سازمان نوسازی مدارس استان) خواستار توقف تخریب مدرسه و آغاز روند ثبت ملی شدن این اثر شده بود.
💡 این شرکت، اولین پالایشگاه خود را در سال ۱۳۴۷ راهاندازی کرد و حوزه اصلی فعالیت آن در زمینه پالایش و تولید روغن موتور، روغنهای صنعتی، روانکارها، ضدیخ، گریس و سایر فراوردههای نفتی با برند بهران میباشد.
💡 شرکت پالایشگاه نفت شهید تندگویان، پژوهشگاه صنعت نفت، شرکت پالایشگاه نفت بهران، شرکت ایرانول، شرکت سایپا پرس، شرکت ایران گاز، شرکت ایران سیلندر، شرکت انرژی ، نیروگاه گازی ری، شهرک صنعتی شهر سنگ، مجتمع تجریشی و مجتمع فرخی، و ده ها صنعت دیگر، برخی از مراکز مهم صنعتی این شهر هستند.
💡 شرکت نفت بهران شرکت پالایش نفت ایرانی است، که در بخش پاییندستی صنعت نفت فعالیت میکند. این شرکت در سال ۱۳۴۱ با سرمایه اولیه ۲۲۵ میلیون ریال و با مشارکت شرکت نفتی آمریکایی اکسان تأسیس شد.
💡 گرچه باد دی بسان تیر میآید و لیک اهل عالم را سپر از بهران از آتش است