لغت نامه دهخدا
بمنگ. [ ب َم َ ] ( اِ ) بمنک. اندوه. رنج. آزار. ( ناظم الاطباء ).
بمنگ. [ ب َم َ ] ( اِ ) بمنک. اندوه. رنج. آزار. ( ناظم الاطباء ).
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آن خربغا که از شره منکیاگری کو را بدو مجاهد کردی گرو بمنگ