بلخ بامی

لغت نامه دهخدا

بلخ بامی. [ ب َ خ ِ ] ( اِخ ) لقب شهر بلخ است. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به بلخ شود:
درم بستد از بلخ بامی به رنج
سپرد ونهادیم یکسر به گنج.فردوسی.ز چیزی که از بلخ بامی ببرد
بیاورد یکسر به کهرم سپرد.فردوسی.مرحبا ای بلخ بامی همره باد بهار
از در نوشاد رفتی یا ز باغ نوبهار.فرخی.بزرگی است و در بلخ بامی سر است
مرا نیز در تخمه هم گوهر است.اسدی.

فرهنگ فارسی

لقب شهر بلخ است

جمله سازی با بلخ بامی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 درم بستد از بلخ بامی به رنج سپرده نهادند یکسر به گنج

💡 ز چیزی که از بلخ بامی ببرد بیاورد یکسر به کهرم سپرد

💡 سوی شیرخانه به شادی و کام که خوانی ورا بلخ بامی به نام

💡 چو از بلخ بامی به جیحون رسید سپهدار لشکر فرود آورید

💡 چو از پیش او کینه‌ور بیدرفش سوی بلخ بامی کشیدش درفش

متمایز یعنی چه؟
متمایز یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
تولدو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز