هم گوهر

لغت نامه دهخدا

هم گوهر. [ هََ گ َ / گُو هََ ] ( ص مرکب ) هم نژاد. هم نسب. ( یادداشت مؤلف ):
بزرگی است در بلخ بامی سر است
مرا نیز در تخمه هم گوهر است.اسدی.گرطاعتش دارد دهد بی شک بسی زین بهترش
چون داد ملک خود به تو گر نیستی هم گوهرش ؟ناصرخسرو.مگر آتش و شیر هم گوهرند
که از دام و دد هرچه باشد خورند؟نظامی.

جمله سازی با هم گوهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 مگسل از ما ناتوانان کز برای مصلحت رشته را هم گوهر سیراب می آرد به چشم

💡 جانی که تو بخشی چو فدای تو شود هم گوهر گنج خود نثارت شده است

💡 باقی به وجود تو پس از پانصد سال هم گوهر مصطفی و هم نام علی

💡 تو در عینِ لطافت زورمندی تو هم گوهر تو هم دریایی ای زن

💡 ریخت از رعشه خجلت به زمین ساغر خویش ما و دریا نمودیم به هم گوهر خویش

خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز