بلاقع

لغت نامه دهخدا

بلاقع. [ ب َ ق ِ ] ( ع اِ ) ج ِ بَلقع. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به بلقع شود. || ج ِ بَلقعة. ( اقرب الموارد ). رجوع به بلقعة شود.

جمله سازی با بلاقع

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 ز آسیب قضا و صدمت قهر بقاع دشمنت گشته بلاقع

هورنی یعنی چه؟
هورنی یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
گس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز