بشکرد
این واژه در متون کهن فارسی دارای چند معنای مرتبط و متفاوت است که در منابعی مانند لغتنامه دهخدا و فرهنگهای قدیمی ثبت شده است. در معنای نخست، «بشکرد» به مفهوم شکار و صید به کار رفته و در برخی متون به صورت «شگردن» نیز آمده است که نشاندهنده عمل شکار کردن است. در همین ارتباط، این واژه گاهی به معنای شکارگاه نیز استفاده شده و به محل و ناحیهای اشاره دارد که در آن شکار انجام میگرفته است. همچنین در کاربرد دیگر، «بشکرد» به عنوان صفتی برای فردی آمده که شکارچی یا صیاد است و به کسانی اطلاق میشود که به حرفه شکار مشغول بودهاند. از سوی دیگر، در برخی منابع لغوی مانند برهان و ناظمالاطباء، این واژه به صورتهای نزدیک مانند «بشگر» و «بشگرد» نیز ضبط شده و معانی مشابهی را پوشش میدهد. در کنار معانی مرتبط با شکار، «بشکرد» در برخی متون جغرافیایی نیز نام یک محل بوده است. این مکان در منابعی به عنوان ناحیهای در حدود چغانیان معرفی شده و جنبه جغرافیایی و تاریخی دارد. بنابراین، این واژه هم کاربرد زبانی و لغوی در حوزه شکار دارد و هم در برخی متون به عنوان نام مکان ثبت شده است. تعدد معانی آن نشان میدهد که «بشکرد» در زبان کهن فارسی هم بار معنایی شغلی و هم بار جغرافیایی داشته است. در نتیجه، فهم دقیق آن وابسته به بافت جمله است که مشخص میکند منظور شکار، شکارگاه، شکارچی یا نام یک منطقه تاریخی است.
لغت نامه دهخدا
بشکرد. [ ب ِ ک َ ] ( اِ ) شگردن. شکار. ( برهان ). صید و شکار. ( ناظم الاطباء: بشگر ) ( مؤید الفضلاء ). رجوع به بشگر و بشگرد شود. || شکارگاه. ( برهان ) ( مؤید الفضلاء ) ( ناظم الاطباء: بشگر ). || شکاری. ( از برهان ). صیاد و شکارچی. ( ناظم الاطباء: اشگر ).
بشکرد. [ ] ( اِخ ) محلی بحدود چغانیان. رجوع به حدود العالم چ 1340 هَ. ش. دانشگاه طهران ص 120 شود.
فرهنگ فارسی
محلی بحدود چغانیان.
جمله سازی با بشکرد
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 عقاب تیر تو با بشکرد کبوتر مرگ ز هر کرانه چو صباد در صفیر آمد
💡 که هرکس که او خون اسفندیار بریزد ورا بشکرد روزگار
💡 به پیر و جوان یک به یک ننگرد شکاری که پیش آیدش بشکرد
💡 اگر چرخ گردی تنت بر درد وگر کوه باشی تو را بشکرد