قصید

لغت نامه دهخدا

قصید. [ ق َ] ( ع ص ) رمح قصید؛ نیزه شکسته. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ( اِ ) پاره ای از شعر که نصف ابیات آن بر قافیه ملتزمه باشد نه نصف دیگر و از سه بیت کم نباشد و نزد بعضی از شانزده و بالای آن هر قدرکه باشد. ( منتهی الارب ). ما تم شطر ابیاته و لیس الا ثلاثة ابیات فصاعداً او ستةعشر فصاعداً. شعر پاکیزه ونیکو کرده شده و جید. رجوع به قصیدة شود. || گوشت خشک. || مغز فربه یا اندک فربه. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). مغز سطبر. ( نصاب ). استخوان بامغز. || ( ص ) شتر ماده فربه پرمغز. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || ( اِ ) چوب دستی. ( منتهی الارب ). عصا. ( اقرب الموارد ). || ج ِ قصیدة. ( اقرب الموارد ). رجوع به قصیدة شود.

فرهنگ معین

(قَ ) [ ع. ] (اِ. ) ۱ - نیزة شکسته. ۲ - قصیده. ۳ - شعر پاکیزه و نیکو. ۴ - گوشت خشک. ۵ - استخوان با مغز.

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - نیزه شکسته ۲ - قصیده ۳ - شعر پاکیزه و نیکو ۴ - گوشت خشک ۵ - استخوان با مغز.

ویکی واژه

نیزة شکسته.
قصیده.
شعر پاکیزه و نیکو.
گوشت خشک.
استخوان با مغز.

جمله سازی با قصید

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هست این نظمی که گوید انوری از افتخار این قصیده از برای امتحان آورده‌ام

💡 بنگر بدین قصیده که در بیت‌های او پا تا به سر حقیقت و انصاف مضمر است

💡 دراین قصیده غراکز آب لطف تراست مرا در آتش اندیشه امتحان انداخت

💡 زد انوری ز معجزه دم، و بن قصیده گفت گر باورت نمیشود از وی، کتاب خواه!

💡 بپذیر عذر کز قبل تهنیت به عید بگذارم آن قصیده غرا که بر من است

ترکش یعنی چه؟
ترکش یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
الفت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز