بسین

لغت نامه دهخدا

بسین. [ ] ( اِخ ) پسین. دهیست میان راه تبریز به ارزن الروم مابین گریوه آق آفتن و ارزن الروم و فاصله آن از گریوه آق آفتن پنج فرسنگ و تا ارزن الروم شش فرسنگ باشد. ( نزهةالقلوب چ 1331 هَ. ق. لیدن ص 183 ).
بسین. [ ب ُ س َ ] ( ع اِ ) بُسَیم، ظاهراً تحریفی باشد از بسیس مصغر بس. ( دزی ج 1 ص 87 ).

فرهنگ فارسی

یا بسیم ظاهرا تحریفی باشد از بسیس مصغر بس ٠

جمله سازی با بسین

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 پس همان به بود که واو وداع متصل باشدت بسین سلام

💡 سوره توحید نی تنها بود وصف علی بلکه قرآن جمله وصف اوست از با تا بسین