بروقه

لغت نامه دهخدا

( بروقة ) بروقة. [ ب َرْ وَ ق َ] ( ع اِ ) یکی بروق. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). در مثل است: أشکر من بروقة؛ حق شناس تر و سپاسگزارتر از بروقة، چه آن با دیدن ابر سبز شود. ( از منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بَروَق شود.

جمله سازی با بروقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 در تفسير مجمع البيان ضرب المثل جالبى در اينجا از عربنقل شده كه مى گويند: (اشكر من بروقه ): (فلانكس از درخت بروقه سپاسگزارتراست ) و اين اشاره به درخت كوچكى است كه در سرزمين عربستان وجود داشته، و اعتقاداعراب اين بوده هنگامى كه ابر بر سر آن سايه مى افكند به زودى سبز مى شود، وبرگ بيرون مى آورد، بى آنكه ابر ببارد!، و اين ضرب المثلى است براى نهايتسپاسگزارى كه در برابر كمترين خدمت بزرگترين پاداش را بدهند.