بروض

لغت نامه دهخدا

بروض. [ ب َ ] ( ع ص ) چاهی که اندک اندک آب دهد. ( منتهی الارب ). بئربروض؛ چاه اندک آب. ( از ذیل اقرب الموارد از تاج ).
بروض. [ ب ُ ] ( ع مص ) اندک برآمدن آب از چشمه. ( از منتهی الارب ). بَرض. ( اقرب الموارد ). و رجوع به برض شود. || دمیدن «بارض » از زمین. ( از منتهی الارب ). روییدن گیاه از زمین پیش از آنکه جنس آن معلوم باشد. ( از اقرب الموارد ). و رجوع به بارض شود.
بروض. [ ب ُ ] ( ع اِ ) ج ِ بَرض. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). رجوع به برض شود.

فرهنگ فارسی

جمع برض.

جمله سازی با بروض

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 جنابک روضة الاقبال تزری اطایبها بروضات الجنانی

چوسی یعنی چه؟
چوسی یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
امجق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز