فرهنگ عمید
ازمیان رفته، نابودشده.
ازمیان رفته، نابودشده.
( اسم ) ۱- از میان رفته نابود شده. ۲- ملغی شده ملغی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 خانهٔ صبر مرا باز برانداختهای تا چه کردم که مرا از نظر انداختهای؟
💡 سلسله طاهریان تلاش میکرد که اولین سلسله مستقل از سلسله عباسی باشد که در خراسان تأسیس میشود. این سلسله به وسیله سلسله صفاریان برانداخته شد و خراسان به امپراتوری صفاریان در شرق ایران پیوست.
💡 با این همه دشوار پسندی چه کند کس تا پرده برانداخته در بند حجابست
💡 خواجه نظامالملک طوسی، یزدگرد یکم را به عنوان پادشاهی که این رسم را برانداخته، معرفی کردهاست ولی در واقع این رسم توسط یزدگرد دوم، لغو شدهاست.
💡 برانداخته شدن معنیون از قدرت و جایگزین شدنشان با امرای شهابی به سرپیچی معنیون از حکومت عثمانی نسبت داده می شود.
💡 چهره چون لاله ز می ساختهای یعنی چه ماه من پرده برانداختهای یعنی چه