بد بدرقه

لغت نامه دهخدا

بدبدرقه. [ ب َ ب َ رَ ق َ / ق ِ ] ( ص مرکب ) که خوب بدرقه نکند. مقابل خوش استقبال: فلانی خوش استقبال و بدبدرقه است. ( از یادداشت مؤلف ).

فرهنگ فارسی

که خوب بدرقه نکند مقابل خوش استقبال.

جمله سازی با بد بدرقه

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 آنگاه كه حسين بن على عليهما السلام حركت خويش را به سوى عراق اعلان نمود، عده اىبا اين حركت اظهار مخالفت كرده، به آن حضرت پيشنهاد نمودند كه از تعقيب اين راهخوددارى ورزد. دليل همه اين خيرخواهان و دورانديشان در اين پيشنهاد، روح پيمان شكنى وبيوفايى حاكم بر مردم كوفه بود و همه به يك صدا معتقد بودند كه كوفيان خوشاستقبال و بد بدرقه هستند و همه اين افراد چنين پيش بينى مى نمودند كه اين سفر بهكشته شدن امام و به اسارت خاندان وى منجر خواهد گرديد.

💡 داد از یک نگهی داد دل و بستد جان وه چه بد بدرقه چشمت چه خوش استقبال است

روزنه یعنی چه؟
روزنه یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
گرایش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز