لغت نامه دهخدا
بتوی. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قلعه شاهین سرپل زهاب قصر شیرین. سکنه آن 70 تن. آب از سراب قلعه شاهین. محصول آن غلات، توتون، برنج و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
بتوی. [ ب َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان قلعه شاهین سرپل زهاب قصر شیرین. سکنه آن 70 تن. آب از سراب قلعه شاهین. محصول آن غلات، توتون، برنج و لبنیات. شغل اهالی زراعت و گله داری است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 5 ).
ده از دهستان سر پل زهاب قصر شیرین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هر کجا فتنهٔ و آشوبیست شرح احوال تو بتوی منست
💡 باز بهم برآمده طره مشکبوی تو تا بخطا چه میکند نافه تو بتوی تو