لغت نامه دهخدا
یک و یکدانه. [ ی َ / ی ِ ک ُ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )یکی یکدانه. یگانه. پسر یا دختر منحصربه فرد خانواده.( یادداشت مؤلف ). رجوع به یگانه و یکی یکدانه شود.
یک و یکدانه. [ ی َ / ی ِ ک ُ ی َ / ی ِ ن َ / ن ِ ] ( ص مرکب )یکی یکدانه. یگانه. پسر یا دختر منحصربه فرد خانواده.( یادداشت مؤلف ). رجوع به یگانه و یکی یکدانه شود.
یکی یکدانه یگانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 وی در همان سالها با برودی جنر برادر ناتنی کایلی جنر و کندال جنر وارد رابطه شد و بعد از یک و نیم سال از او جدا شد.
💡 پنج سنتی، ده سنتی، بیست سنتی، پنجاه سنتی، یک دلاری و دو دلاری. سکههای یک و دو دلاری زرد رنگ و بقیه نقرهای رنگ هستند. تمام سکهها در یک طرف نقش ملکه الیزابت دوم را دارند.
💡 دانشگاه شماره یک و دولتی مراکش است که مقر آن در شهر کازابلانکا محله عینالشق کازابلانکا است و در سال ۱۹۷۵ ایجاد شدهاست.
💡 این غار یکی از محوطههایی است که در آن قدیمیترین نشانههای آتش افروخته شده به دست بشر مشاهده شده و این آثار به یک تا یک و نیم میلیون سال پیش بازمیگردد.
💡 در ۱۷ مارس، معاون وزیر بهداشت، ساندرا زامپا از خرید تعداد زیادی دستگاه تنفس مصنوعی جدید و همچنین واردات یک و نیم میلیون ماسک از آفریقای جنوبی خبر داد.