یک خدایی

لغت نامه دهخدا

یک خدایی. [ ی َ / ی ِ خ ُ ] ( حامص مرکب ) توحید. ( یادداشت مؤلف ). || ( در پهلوی ) استقلال. وحدت سلطنت. مقابل ملوک الطوائفی. ( یادداشت مؤلف ). || ( ص نسبی ) موحد. ( یادداشت مؤلف ). معتقد به یک خدا. مؤمن به خدای یگانه.

فرهنگ فارسی

توحید موحد

جمله سازی با یک خدایی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نوری از نور، خدایی حقیقی از خدای حقیقی، زاده شده و ساخته نشده، یکی با پدری که همه چیز به دست او ساخته شد.

💡 بیا حیات همه ساقیان بپیما زود شراب لعل خدایی خاص رواقی

💡 آن خدایی که به ایران ملکی قادر داد قادر است او که ترا باز برد سوی وطن

💡 فرهنگ و زبانهای باستانی ایران.محبوبه خدایی.نشر پازینه.تهران1387.چاپ اول.ص247

💡 پیشوایی گشت تیغت، عون افلاکش تیغ که خدایی گشت جودت، خلق آفاقش عیال

💡 این قاعدهٔ دانش ازین مایهٔ اندک جان تو و حقا که خداییست خدایی

تذو یعنی چه؟
تذو یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز