یک بری

لغت نامه دهخدا

یک بری. [ ی َ / ی ِ ب َ ] ( ص نسبی ) یک وری. کج و وریب. ( یادداشت مؤلف ). رجوع به کج و وریب شود.

فرهنگ فارسی

یک وری کج و وریب

جمله سازی با یک بری

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 بشناس خویش را که بری ره بسوی دوست هرکس که در شناخت ره معدنش گرفت

💡 چاک بری در ۱۸ مارس ۲۰۱۷ در ۹۰ سالگی در در خانه‌اش در وینتزویل، میزوری درگذشت.

💡 گفتم که چرا طبع تو ازمن بری آید گفتا به نظر عشق تو چون سرسری آید

💡 دل گرسنه من دوش گفت با بریان درآ در آی که این خانه خالی از غیرست

💡 طراحی مجدد این عمارت در سال ۱۸۴۰ توسط چارلز بری در سبک پلاتزو انجام شد و تکمیل آن تا سال ۱۸۵۴ به‌طول انجامید و در ساخت آن از نوعی خاگه‌سنگ آهکی استفاده شده است.

💡 در خدمت تو رنج بری ‌گنج دهد بر گنجور شود هرکه شود پیش تو رنجور

کس کش یعنی چه؟
کس کش یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
خبب یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز