لغت نامه دهخدا
( یک آویز ) یک آویز. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) تیغی که کوتاه و پهن باشد. ( آنندراج ). شمشیر کوتاه و پهن. ( ناظم الاطباء ). قسمی شمشیر کوتاه و پهن. ( یادداشت مؤلف ).
( یک آویز ) یک آویز. [ ی َ / ی ِ ] ( اِ مرکب ) تیغی که کوتاه و پهن باشد. ( آنندراج ). شمشیر کوتاه و پهن. ( ناظم الاطباء ). قسمی شمشیر کوتاه و پهن. ( یادداشت مؤلف ).
( یک آویز ) تیغی که کوتاه و پهن باشد شمشیر کوتاه و پهن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 کلر با یک دختر جوان، شری بریکین که با یک موجود غولآسا تعقیب میشود، روبهرو میشود. دو نفر موفق شدند فرار کنند و وارد گاراژ پلیس بشوند، جایی که رئیس پلیس فاسد شری را در یک یتیم خانه رها کرده بود. کلر به زودی تلفنی را دریافت کرد که شری را به عنوان یک آویز که در حین ارتکاب جرم دزدیده بود، تجارت کند، تهدید کرده بود که اگر کلر تسلیم نشود، او را بکشد. کلر با اکراه موافقت کرد که این کار را انجام دهد.