لغت نامه دهخدا
( یک آواز ) یک آواز. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) هم آواز. ( یادداشت مؤلف ). همصدا. رجوع به هم آواز و همصدا شود.
( یک آواز ) یک آواز. [ ی َ / ی ِ ] ( ص مرکب ) هم آواز. ( یادداشت مؤلف ). همصدا. رجوع به هم آواز و همصدا شود.
( یک آواز ) هم آواز همصدا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بر خلاف آنچه به نظر میرسد جیرجیرکها بیش از یک نوع صدا میسازند، مثلاً نمونهٔ fidicina mannifera از پرو، ۴ آواز مختلف دارد: یک صدا در هنگام مزاحمت و ناراحتی، یک آواز برای صدا زدن، صدایی با دامنهٔ کم و بالاخره آواز اصلی.
💡 از تو یک آواز و از من صد جواب از تو خواندن سوی خود از من شتاب
💡 توکای تیره نر دارای یک آواز ساده یا سوتدار است که شبیه به توکای پهلوسرخ است. دیدگاههایی وجود دارد مبنی بر اینکه آواز توکای تیره و پهلوحنایی متفاوت است.
💡 دل فتنهٔ شورافکن هنگامهٔ هستی است نُه مجمر گردون و یک آواز سپندش
💡 فَإِنَّما هِیَ زَجْرَةٌ واحِدَةٌ (۱۳) اکنون پس چنین است یک آواز است.
💡 کی حریف وحشت سرشار دل گردد سپند این جرس از کاروان ما به یک آواز ماند