یخ کشی
لغت نامه دهخدا
یخ کشی. [ ی َک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل یخ کش. ( یادداشت مؤلف ). حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه دیگر از یخچال و کارخانه یخ سازی به جاهای دیگر. و رجوع به یخکش شود.
فرهنگ فارسی
عمل یخ کش حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه دیگر از یخچال و کارخانه یخ سازی به جاهای دیگر
جمله سازی با یخ کشی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 اگر به دست خود اکنون مرا کشی به از آن که عمر در غم هجران همی شود سپری
💡 بگفت ار کشی ور شکافی سرم ز بوی دهانت به رنج اندرم
💡 از یک اشاره می کشی و زنده می کنی صد آفرین بغمزه ی سحرآفرین تو
💡 بشرق و غرب جهان، هر کجا کشی رایت منم نخست که در خدمت رکاب توام
💡 رخ تو پر ز خوی ز کشی و شرم دل من پر ز خون ز درد و عذاب
💡 در مسابقات بزرگ و بینالمللی ورزشی، یخ کشی یکی از رشتههایی است که نیاز به تمرین بسیار مداوم و تمرکز بالا برای حفظ تعادل دارد.
💡 بسیاری از کودکان در فصل سرد زمستان با اشتیاق فراوان به پیستهای سرگرمکننده میروند تا تجربه لذتبخش یخ کشی را در محیطی امن تجربه کنند.
💡 برای یادگیری صحیح و اصولیِ تمام اصول اولیه یخ کشی، حتماً باید از مربیان متخصص کمک گرفت تا از آسیبهای احتمالی به مفاصل پا جلوگیری شود.