یخ کشی

لغت نامه دهخدا

یخ کشی. [ ی َک َ / ک ِ ] ( حامص مرکب ) عمل یخ کش. ( یادداشت مؤلف ). حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه دیگر از یخچال و کارخانه یخ سازی به جاهای دیگر. و رجوع به یخکش شود.

فرهنگ فارسی

عمل یخ کش حمل یخ با ارابه یا وسایط نقلیه دیگر از یخچال و کارخانه یخ سازی به جاهای دیگر

جمله سازی با یخ کشی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 اگر به دست خود اکنون مرا کشی به از آن که عمر در غم هجران همی شود سپری

💡 بگفت ار کشی ور شکافی سرم ز بوی دهانت به رنج اندرم

💡 از یک اشاره می کشی و زنده می کنی صد آفرین بغمزه ی سحرآفرین تو

💡 بشرق و غرب جهان، هر کجا کشی رایت منم نخست که در خدمت رکاب توام

💡 رخ تو پر ز خوی ز کشی و شرم دل من پر ز خون ز درد و عذاب

کرن یعنی چه؟
کرن یعنی چه؟
فراماسونری یعنی چه؟
فراماسونری یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز