یخ تراش

لغت نامه دهخدا

یخ تراش. [ ی َ ت َ ] ( اِ مرکب ) ابزاری که بدان یخ را می شکنند و می تراشند. ( ناظم الاطباء ). آلتی آهنین چون اره برای تراشیدن یخ پالوده و جز آن. داس گونه ای که بدان یخ تراشند پالوده و غیره را. اره درشت به شکل داسی هلالی تراشیدن یخ را. ( یادداشت مؤلف ). افزاری باشد به صورت داس که بدان یخ تراشند. ( آنندراج ):
یخ تراشی که به دست مه خود می بینم
به ز ماه نو عید رمضان است مرا.سیفی.|| ( نف مرکب ) تراشنده یخ.

فرهنگ عمید

ابزاری مانند داس که با آن یخ را می تراشند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) افزاری داس مانندکه بدان یخ را می تراشنا.

جمله سازی با یخ تراش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نه از این لفظ تراشان عبارت سازم لفظهاشان همگی خاص و معانی همه عام

💡 چون قلم از خویش سرها بر تراش سربسی خواهد سر و کار سخن

💡 مردمان این روستا از دیرباز با استفاده از دستگاه‌های ابداعی خود، چوب درختان را تراشیده و از آن شانه می ساختند و با فروش آن‌ها امرار معاش می‌کردند. به همین دلیل این روستا را شانه تراش نامیدند.

💡 اکثر ماشین‌های تراش، منبع تغذیه‌ای برای سوپورت فوقانی ندارند؛ به همین منظور این حرکت با یک فرمان دستی ممکن می‌شود (2).

💡 سنگهای تراش خورده اثری مربوط به دوره ساسانیان است و در بیستون، محوطه تاریخی، فرهنگی بیستون واقع شده و این اثر در تاریخ ۱۹ اسفند ۱۳۸۰ با شمارهٔ ثبت ۴۸۸۶ به‌عنوان یکی از آثار ملی ایران به ثبت رسیده است.

نمایان یعنی چه؟
نمایان یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
عمیق یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز