گیتی افروز. [ اَ ] ( نف مرکب ) روشن کننده دنیا. فروزنده دنیا:
چنین گفت آن کس که پیروز گشت
سر بخت او گیتی افروز گشت.فردوسی.که بهرام بر ساوه پیروز گشت
به رزم اندرون گیتی افروز گشت.فردوسی.مخالف تو اگر شمع گیتی افروز است
چو شمع یک شبه عمرش بود نه دیر و دراز.سوزنی.چون شعله صبح گیتی افروز
در خرمن شب زد آتش روز.نظامی.لیلی نه که صبح گیتی افروز
مجنون نه که شمع خویشتن سوز.نظامی. || ( اِ مرکب ) کنایه از آفتاب است:
به خشکی رسیدند چون روز گشت
گه تابش گیتی افروز گشت.فردوسی.
۱ - ( صفت ) روشن کنند. جهان: که بهرام بر ساوه پیروز گشت برزم اندرون گیتی افروز گشت. ۲ - آفتاب: بخشکی رسیدند چون روز گشت گه تابش گیتی افروز گشت.
اسم: گیتی افروز (دختر) (فارسی) (تلفظ: g.-afruz) (فارسی: گيتيافروز) (انگلیسی: giti-afruz)
معنی: روشن کننده ی دنیا، فروزنده ی دنیا، کنایه از آفتاب، ( به مجاز ) زیبارو
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ولی روی مه گیتی افروز بود شب از روشنی چون دل روز بود
💡 ندانسته به بند اندر شب از روز ندیده روی مهر گیتی افروز
💡 چو روشن شود تیره شب روز ماست که این اختر گیتی افروز ماست
💡 تو میدانی که شاه گیتی افروز منم در چارحدّ عالم امروز
💡 دل افروز مادر بد آن شمع روز سپهر یلان،گرد گیتی فروز