لغت نامه دهخدا
گچ گون. [ گ َ ] ( ص مرکب ) برنگ گچ. سفید.
گچ گون. [ گ َ ] ( ص مرکب ) برنگ گچ. سفید.
برنگ گچ سفید سپید.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو ساقی آن قدح لاله گون بگرداند دلم خیال لبش در درون بگرداند
💡 فتاده ژاله بر لاله،درخشان لاله ازژاله چنان کز چهره ی ساقی، شفق گون باده یدر غم
💡 گر طبیبی را رسد زین گون جنون دفتر طب را فرو شوید به خون
💡 به مغزش اندر بی زنگ زنگ زنگاراست شگفت باشد زنگار گون بی زنگار
💡 سزد گر جبرئیل آید بر این پیروزه گون منبر کند آفاق را خطبه بنام شاه دین پرور