گچ خران
لغت نامه دهخدا
گچ خران. [ گ َ خ َ ] ( اِخ ) دهی از دهستان شاپور بخش مرکزی شهرستان کازرون، 1900گزی شمال باختری کازرون و 1000گزی شوسه کازرون به بوشهر. جلگه، گرمسیری،مالاریائی و سکنه آن 129 تن. آب از رودخانه شاپور.محصول آن غلات، تریاک و صیفی. شغل اهالی زراعت است وراه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 7 ).
جمله سازی با گچ خران
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قیاس رفته و آینده زین مشت خران فرما که مشت آید نشان در معنی از خروار... به
💡 در حديث ديگر فرمود كه: مرد با كنيزانش بحمام بروند اما بايد كه لنگ بسته باشندمانند خران برهنه نباشند كه نظر بعورت يكديگر كنند.
💡 ((ازصداى خودبكاه (وهرگز فرياد مزن ) كه زشت ترين صداها صداى خران است )).
💡 آنرا از این خران رسد آفت که چون خران معنی چو صورتش بجهان باز بسته است
💡 زین داشتی به پشت تو را می شدم سوار هستی به پیش من تو هم از جمله خران
💡 پا شکستم زین خران، گرچه درست از من شدند خواندهای تا عیسی از مقعد چه دیدآخر زیان