گواه داشتن

مترادف‌ها

شاهد داشتن

لغت نامه دهخدا

گواه داشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) شاهد داشتن. دلیل داشتن:
تو اگر به حسن دعوی بکنی گواه داری
که کمال سرو بستان و جمال ماه داری.سعدی ( طیبات ).

فرهنگ فارسی

( مصدر ) ۱ - شاهد داشتن. ۲ - دلیل داشتن حجت داشتن: تو اگر بحسن دعوی بکنی گواه داری که کمال سرو بستان و جمال ماه داری. ( سعدی )

جمله سازی با گواه داشتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 پس از مرگ چند دختر جوان مدل بر اثر سوءتغذیه، اعتراض‌های اجتماعی، به‌ویژه از جانب فعالان حوزهٔ زنان، به وضعیت زندگی این افراد و تأثیر نامطلوب آن‌ها بر جامعه شدت گرفته‌است و کمپین ضد لاغری تشکیل شده‌است. در برخی از کشورهای اروپایی نیز قوانینی تصویب شده‌است تا مانکن‌ها مجبور به رسیدگی‌های پزشکی و داشتن گواهی پزشکی باشند.

💡 برای اثبات صحت ادعای خود در دادگاه، وکیل مدافع تلاش بسیاری کرد تا بتواند حداقل دو نفر را به عنوان گواه داشتن در پرونده معرفی کند.

💡 در مدیریت پروژه‌های بزرگ، مدیران همیشه سعی می‌کنند با مستندسازی دقیق، برای هر مرحله از پیشرفت کار، گواه داشتن و مدارک کافی در اختیار داشته باشند.

💡 اگر شما در یک تصادف رانندگی حضور داشته باشید، گواه داشتن شهود می‌تواند نقش بسیار تعیین‌کننده‌ای در تعیین مقصر اصلی حادثه در گزارش پلیس ایفا کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران