گله مت

لغت نامه دهخدا

گله مت. [ گ َل ْ ل ِ م ِ ] ( اِخ ) ده کوچکی است از بخش قصرقند شهرستان چاه بهار که در 14000گزی باخترقصرقند، کنار راه قصرقند به نیکشهر واقع شده و دارای 45 تن سکنه است. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 8 ).

فرهنگ فارسی

ده کوچکی است از بخش قصر قند شهرستان چاه بهار

جمله سازی با گله مت

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 زنهار به خود نیز ترحم ننمایی امروز در این انجمن احسان گله دارد

💡 در رهگذرت هستی ما جلوه پرستان گردیست کز افشاندن دامان گله دارد

💡 شنیدی گله و طور شبان و تیه حیرانی ترا جمع قوی چون گوسفند و نفس چوبانش

💡 گرچه دوری ز نظر نیست ز هجرم گله هر کجا می نگرم باز تویی در نظرم

💡 با آنکه نخوردم ز کسی نیش، چو فیّاض خون گله‌ام از مژه‌ها جوش برآورد

کرزوس یعنی چه؟
کرزوس یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
ساسات یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز