گل هاشم

لغت نامه دهخدا

گل هاشم. [ گ ُ ل ِ ش ِ ] ( ترکیب اضافی، اِ مرکب ) به زبان شیرازی گلی را گویند که به یاسمین مشهور است و به عربی سجلاط به ضم گویند و به هندی چنبیلی خوانند. || گلی است سفیدو زرد و کبود و شاخ شجر سفید آن اندک پیچدار و برگ آن اندک ریزه طولانی بسیار لطیف و خوشبوی و بویش بیشتر از دو رنگ دیگر که زرد و کبود باشد. ( آنندراج ).

فرهنگ فارسی

بزبان شیرازی گلی را گویند که بیاسمین مشهور است و به عربی سجلاط بضم گویند و به هندی چنبیلی خوانند.

جمله سازی با گل هاشم

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 شد بنات آل هاشم از خُدور سر زنان بیرون چو از مشرق بُدور

💡 بنات هاشمی نیلی سلب بر ناقه عریان زهی خجلت تو با نه محمل زرجامه چون گردی

💡 بفرمود بانو چو بشنیدم این ز هاشم نژادان پاکیزه دین

💡 گفت: مجلس معاويه خالى از اغيار بود من بدو اظهار كردم. اى اميرالمؤ منين تو به آرزوهاو امالت رسيده اى حال اگر با اين سن كهولتبعدل و داد دست زنى، وبا ديگران به مهربانى رفتار نمائى چقدر بجاستوبخويشاوندانت بنى هاشم نظر لطفى كنى وصله رحم بنمائى چه مانع در پيش است ؟

💡 از نور نبی تا حرم کعبه صفا یافت شمع تو که شد روشن از دیده ی هاشم

💡 عترت هاشم ز خود مهجور گشت از دو رکعت چشم شان بی نور گشت

کیک فنجانی یعنی چه؟
کیک فنجانی یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
قرخ بلاغ یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز